اولين شماره «راه» را كم و بيش مطالعه كردم. جاي خشنودي از ارائه اين نشريه و ديگر تعارفات متعارف و غيرمتعارف؛ اما بيشتر نكاتي و يا اشكالاتي از قديم و بعضا جديد در محتوا و شكل مطالب در ذهن دارم كه مينويسم.
- «راه» (يا همان سوره قديم)، هنوز نتوانسته است در ارائه مفاهيم عميق خود به چارچوبي نظري و بنياني تئوريك برسد و بقولي بيش از آنكه راه را نشان دهد، نقد منفي از خود بروز ميدهد. البته دوستان راهي! گاه پاسخ ميدهند كه نقد منصفانه، خود سازنده است و صد البته ما ميگوييم نقد در فضايي سازنده است كه فكري براي سازندگي موجود باشد و شما اشكالات آنرا نقد بفرماييد؛ به عنوان مثال در مقالات متعدد، برنامههاي صدا و سيما و افكار شبه سكولاريستي ارائه شده در آن، به محاق نقد كشيده شده و شايد نقطه اوج آن بحث درباره شبكه قرآن در سوره سابق بود كه عمده اشكالات وارده، وارد بود و دفاع از آنها مغلطهاي بيسرانجام از سوي مديران بيتدبير! بيتدبير گفتم تا به اشكال «راه» برسيم؛ چون به دلايل و قرائن متعدد و شواهد فراوان كه ذكر آنها جز افزايش سردرد و دردسر! چيزي عايد ما نميكند، در مديريت رسانهاي كشور چيزي بهعنوان تدبير و راهحل، فكر و استراتژي خاص و آيندهنگري در ارائه مفاهيم اسلامي وجود ندارد؛ لذا اينگونه نگاه انتقادي، ثمري جز ازدياد مقدار خوندل مخاطبان ندارد. مقالهنويسان «راه» بايد همان اصول و مباني را كه بر اساس آنها نقد را جاري ميسازند، در «راه» ارائه دهند. نمونه مطلوب اينگونه كار انتقادي، مقالات سيد مرتضي آويني در سوره اسبق و مجلدات كتاب آينه جادوست كه نقد و نظريهپردازي دوشادوش هم ارائه شده و حتي برخي مقالات خصوصا در باب سينما كاملا نظريهپردازيست و همانهاييست كه اكنون بهعنوان نظريات سينمايي آويني مطرح است و اگر كار آويني صرفا نقد و اشكالگيري از مباحث فرهنگي (ولو كاملا صحيح و بهجا) بود، اكنون همين اندك نظريات در باب سينماي خودي را نيز نداشتيم. اندر احوالات محتوا فعلا ما بس تا شايد وقتي ديگر به جزئيات بپردازيم شايد هم نه!
- اما شكل. و ما ادراك ما الشكل!!! الحمدلله ما آنقدر در زدن حرف حق مصريم كه به شيوه و قالب ارائه آن وقعي ننهاده و با بيل هم ميتوانيم مخاطب را چيز فهم كنيم! قبول نداريد، امتحان كنيد!
هنوز ما ياد نگرفتهايم كه هر حرفي بايد در قالب مناسب خودش گفته شود و براي هر حرفي نيز بايد قالبي در شان و منزلت آن محتوا برگزيد و احتمالا در صورت امكان گوشه چشمي به اصول علمي ارائه آن داشت تا شايد خداي نكرده بيشتر مرضي همان خدا واقع شود و بازهم خداي نكرده بهتر به دل مخاطب بخت برگشته بنشيند.
ماشاالله اين شماره «راه» آنقدر اشكالات شكلي و فني و قالبي دارد كه مستنداتمان جور جور است و فقط ميتوان به گوشهاي از آنها اشارت رفت و باقي با بقيه دوستان خوشذوق! و البته به مشكلاتي كه مربوط به كاغذ و چاپ و چاپخانه و چك برگشتي و بدي آب و هوا و دوستان ناباب و مانند آن ميشود نميپردازيم. لذا تنها در دل اميد تاثير داريم!
- مشكل لياوت (يا همان چينش و قراردادن جزئيات در صفحه): تا دلتان بخواهد در اين شماره نمونه براي آموزش گرافيك موجود است البته از آن نمونههايي كه ميگويند: «اين جوري نشه يه وقتها! افتضاحه! ...». اين مشكل از جلد نشريه آغاز ميشود و در درون صفحات ادامه مييابد. بهعنوان نمونه در روي جلد پنج منطقه نوشتاري ديده ميشود كه در همه جاي صفحه گسترده شده و با پوينتهاي متفاوت چشم را آزار ميدهد. بهجز لوگوي اصلي در صفحه كه جاي ثابتي را داراست، دو رديف جداگانه از اسامي در سمت چپ مياني و سمت راست و پايين و يك رديف عناوين مقالات مهم در سمت چپ پايين و يك عنوان درشت در سمت راست پايين گذاشته شده است و تنها جايي از صفحه كه خالي مانده روي صورت شهيد است! نكته مهم اينجاست كه كارويژه جلد در نشريه چيست؟ آيا تمامي عناوين و نويسندگان داخل فهرست مجله بايد بر روي جلد نيز خودنمايي كنند؟ عناوين اصلي در جلد و صفحات مجله در كجا بايد قرار گيرند تا بهترين تاثير را در چشم مخاطب داشته باشند؟ عنوان «بشارت پيروزي» بر روي جلد با اينكه بزرگترين عبارت در روي جلد ميباشد، اما بهدليل قرارگرفتن در محل نامناسب، جزو آخرين عبارات خوانده شده در روي جلد است و همينگونه است اسامي قرار گرفته در سمت راست جلد. و ناگفته نماند كه اين تمامي، تاثيري بشدت منفي در مشاهده تصوير شهيد در ميانه جلد نشريه دارد.
- مشكل در عناوين: نكته اساسي در عناوين مقالات و تيتر مطالب در صفحات، نداشتن هويت شكلي و لَختبودن عناوين است كه نتوانسته با محتوا ارتباط برقرار كند و نشان از عجله در انتخاب شكل عناوين براي صفحات دارد. اين ناهمگوني در اكثر عناوين به چشم ميآيد كه گاه باعث تفاوت در انتخاب شده است؛ بهعنوان نمونه تيتر ص96 را با تيتر مطلب دو صفحه بعد(98) مقايسه كنيد! تيتر اول با فونت ميترا، ساده و سياه رنگ در بالاي مطلب قرار داده شده و 2 صفحه بعد فونتي ديگر، سفيد و شكسته و با تغييراتي در نقطهها و حروف. اندازه، فونت و يا محل نامناسب عناوين در صفحات ديگر نيز به چشم ميآيد. صفحاتي همچون ص10،46،48و...(فونت و پوينت نامناسب)-ص13،23،43،55،85 و...(محل نامناسب)-ص17،20،21،24،27،28 ،42 و...(محل، فونت و پوينت نامناسب).
- مشكل چينش مطالب در صفحات: شكل ستونبندي و استفاده از سوتيترها در صفحات و محل قرارگيري تصوير در صفحه بشدت دچار مشكل است. ستونهايي با طولهاي متغيير بدون دليل شرعي! و فضاهاي سوتيتر چسبيده به ستونها و تصاويري كه بهزور در صفحه چپانده شدهاند! و يا از سرو ته ستون بيرون زدهاند و يا اصولا نيمي از تصوير در بيرون از صفحه قرار داده شده و يا... . بنگريد و مقايسه كنيد ستونبندي و تصاوير را در صفحات53-100و101-112و113-122و123-127و128و129و130-136و137و... .
- مشكل فضاي خالي: اصولا در قرون وسطي! فضاي خالي براي استراحت (نفسكشيدن چشم!) و خصوصا هدايت چشم بهسوي مطلب اصلي و يا تصوير و يا نقطه تاكيد در صفحه بوده است. در صفحات نشريه فوقالذكر! فضاي خالي يا بهشكلي اشتباه و يا بدون دليل و يا به بدترين شكل ممكن استفاده شده است. فضاي خالي بيدليل مانند ص5، 7،8،113،123،128،129،143،143،177و... . صفحاتي كه فضاي خالي بهشكلي نامطلوب و بيدقت استفاده شده است؛ مانند ص10و11-21-54-80-93-139و.... و صفحاتي كه نياز به اندكي فضا خالي داشتهاند تا هم از حجم مطلب در صفحه كاسته شود و هم فاصله مناسب با مطلب قبلي ايجاد شود و چشم آماده مطلب بعدي گردد و عنوان مطلب نيز به خوبي و دقت خوانده شود. مانند ص17-50و51-68و69-116و117-134و135و... .
- مشكل در تصاوير: علاوه بر مشكلات گفته شده در بالا، تصاوير در صفحات، از مشكلات فراواني در رنجند! اندازههاي متفاوت؛ گاه بسيار بزرگ (مانند ص27و35و53و...) و گاه بسيار كوچك (مانند ص15و139و...). محل قرارگيري نامناسب در اكثر صفحات (خصوصا ص20و21و99و101و122و137و148و...) و يا كيفيت پايين و نامفهومبودن تصوير (مانند ص123و143و177).
به قول بنده خدا بَسَ ديگَ! همينها رو براي شمارههاي بعدي اصلاح كنن، كلي كار كردن. اما ظاهرا حضرت جليلي (سردبير محترم «راه») بايد بجز توركردن نويسندههاي قابل، به دنبال يه تيم كامل هنري توپ! شامل عكاس و طراح و گرافيست و... هم باشن. والامرو اليكم خواه پند گير خواه.... .