تبليغاتX
نـُـبي

نـُـبي

ما تصميم داريـم پـرچـم لا اله الا الله را بـر قلل رفيع كـرامت و بزرگـــوارى به اهتزاز در آوريم

سالروز شهادت مصطفي مازح يادآور مرگ و نابودي سلمان رشديست. كسي كه با پيام جهاني حضرت امام، عملا به موجودي نابود شده تبديل گرديد.

با نگاهي به شيوه حركتهاي تهاجمي حضرت روح‌الله ديدگاه رسانه‌اي دقيقي را مي‌يابيم كه با استفاده از يك جمله عملا كار‌كرد‌ي جهاني داشته است. جملاتي همچون «‌آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند» و يا «‌اسرائيل بايد از بين برود»، به راحتي علاوه بر اينكه ايدئولوژي و مسير انقلاب را مشخص مينمود نگاهي كاملا استراتژيك به آينده داشت.

به عنوان نمونه به بيانات شهيد بزرگوار سيد عباس موسوي و سخنراني‌هاي طوفاني سيد‌حسن نصر‌الله نگاهي مي‌اندازيم؛ چيزي خارج از تئوري روح‌الله درباره اسرائيل نمي‌يابيم.

شهيد سيد عباس موسوي: اسرائيل سقوط مي‌كند.

سيد‌حسن نصر‌الله: ما هيچ شهر و هيچ روستا و يا هيچ طويله‌اي را با نام اسرائيل به رسميت نمي‌شناسيم.

امام با نگاهي فراتر از زمان، هرگز در موضع انفعال قرار نگرفت و با بيان اين جملات، سالهاست كه آمريكا و رژيم اشغالگر قدس را در موضع انفعال قرار داده است و در ميدان عمل نيز آنها را دچار چالش شديد نموده است و نمونه اخير آن شكست مداوم طرح آمريكايي صلح خاورميانه و شكست مفتضحانه ارتش صهيونستي در جنگ 33روزه در لبنان است.

عنصر «تهاجم رسانه‌اي» مولفه‌اي است كه گاه از سوي مسئولين نظام به فراموشي سپرده مي‌شود و يا از سوي برخي عناصر بزدل، خود خواسته فراموش شده و يا اين تفكر مورد هجمه و انتقاد قرار مي‌گيرد.

با كمي شجاعت و مديريت دقيق و هوشمندي در عرصه رسانه، مي‌توان بهترين بهره را در نبرد رسانه و حركتهاي ژورناليستي از آن خود نمود و در آينده‌اي نزديك شاهد پيروزي در ميدانهاي ديگر بود. مواردي همچون عملكرد آمريكا و انگليس در عراق و افغانستان، افسانه هولوكاست و يا وقايعي دورتر همچون جنگ ويتنام، بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي، جنگ بوسني و... مي‌تواند دستمايه حملات گسترده رسانه‌اي عليه دشمن به ظاهر قدرتمند باشد. دشمني كه زبوني و ناتواني خويش را در اين عرصه، در وقايعي همچون دستگيري ملوانان جاسوس در آبهاي خليج فارس، نشان داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 16:17  توسط حجت  | 

به همين آساني و آسودگي فيلمسازي همچون ميركريمي از روي دست فيلمسازي ديگر كپي برمي‌دارد!

«به‌ همين سادگي» آخرين اثر رضا ميركريمي ست كه در فضايي مشابه فضاي «چهارشنبه سوري» اصغر فرهادي ساخته است. داستان با كمي تفاوت، شخصيتهايي مشابه و اضافه شدن المانهاي سطحي ديني مانند جانماز پهن شده و تفال به قرآن و... . شخصيت زن فيلم(طاهره) خصوصياتي شبيه شخصيت زن چهارشنبه سوري دارد و با وجود مشكلات فراواني كه البته از سوي فيلمساز مشكل قلمداد شده‌اند، پيش رو مي‌شود و در انتها در خانه مي‌ماند و منزل را ترك نمي‌كند و به قولي: «مي‌سوزد و مي‌سازد»! و اين مشكل تمام زنان ايراني ست! زيرا اگر شغلي در بيرون خانه نداشته باشند، فرزندانشان در جامعه سرشكسته‌اند!

ما در طول فيلم زحمات زن در امر خانه‌داري و بچه‌داري را مشاهده مي‌كنيم و حتي مي‌دانيم او به كلاس شعر مي‌رود و قبلا به كلاس نقاشي مي‌رفته اما علت ناراحتي دائمي او از زندگي كه از پلان آغازين فيلم با چهره خاص طاهره مشخص است را نمي‌فهميم و به همين دليل براي فرار احتمالي او از خانه با توجه به علاقه او به فرزندان و شوهرش، توجيهي نمي‌يابيم و براي مخاطب درك اين موقعيت در فيلمنامه و گفتگوها فضايي خلق نمي‌شود و اصولا در فيلمنامه از پيشينه شخصيتها خبري نيست و ديالوگها نيز بسيار سطحي و قابل حدسند .

شايد يكي از تفاوتهاي دو فيلم مذكور در ارائه لحظاتي طنزآلود در فيلم ميركريمي است كه به روند داستان كمك شاياني نمي‌كند.  

طراحي صحنه فيلم بشدت از چهارشنبه سوري تاثير گرفته و فضاي داخلي آپارتمان محل فيلمبرداري نيز مشابه انتخاب شده است و اين تاثير حتي در ميزانسن چيده شده در صحنه ها نيز مشاهده مي‌شود.

در انتها بايد گفت شايد پس از ديدن فيلم‌هايي مانند «زيرنورماه» و «خيلي دور- خيلي نزديك» توقع مخاطب از ميركريمي بالا رفته است اما ميركريمي نتوانسته خود را با درک مخاطب همراه كند. او براي نشاندادن جنبه‌هاي مذهبي زندگي در فيلم‌هايش –  كه ظاهرا از دغدغه هاي مهم او در هر فيلمي است - در هر گام سطحي‌تر نشان مي‌دهد و فيلمي مانند «زيرنورماه» در اين زمينه هنوز قويترين و قابل دفاع ترين كار در كارنامه سينمايي اوست.

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 0:31  توسط حجت  | 

از امور بسيار با اهميت‌ و سرنوشت‌ساز مسئلة‌ مراكز تعليم‌ و تربيت‌ از كودكستانها تا دانشگاهها است‌ كه‌ به‌ واسطة‌ اهميت‌ فوق‌العاده‌اش‌ تكرار نموده‌ و با اشاره‌ مي‌گذرم‌. بايد ملت‌ غارت‌ شده‌ بدانند كه‌ در نيم‌ قرن‌ اخير آنچه‌ به‌ ايران‌ و اسلام‌ ضربة‌ مهلك‌ زده‌ است‌ قسمت‌ عمده‌اش‌ از دانشگاهها بوده‌ است‌. اگر دانشگاهها و مراكز تعليم‌ و تربيتِ ديگر با برنامه‌هاي‌ اسلامي‌ و ملي‌ در راه‌ منافع‌ كشور به‌ تعليم‌ و تهذيب‌ و تربيت‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ و جوانان‌ جريان‌ داشتند، هرگز ميهن‌ ما در حلقوم‌ انگلستان‌ و پس‌ از آن‌ امريكا و شوروي‌ فرو نمي‌رفت‌ و هرگز قراردادهاي‌ خانه‌ خراب‌كن‌ بر ملت‌ محروم‌ غارتزده‌ تحميل‌ نمي‌شد و هرگز پاي‌ مستشاران‌ خارجي‌ به‌ ايران‌ باز نمي‌شد و هرگز ذخائر ايران‌ و طلاي‌ سياه‌ اين‌ ملت‌ رنجديده‌ در جيب‌ قدرتهاي‌ شيطاني‌ ريخته‌ نمي‌شد و هرگز دودمان‌ پهلوي‌ و وابسته‌هاي‌ به‌ آن‌ اموال‌ ملت‌ را نمي‌توانستند به‌ غارت‌ ببرند و در خارج‌ و داخل‌ پاركها و ويلاها بر روي‌ اجساد مظلومان‌ بنا كنند و بانكهاي‌ خارج‌ را از دسترنج‌ اين‌ مظلومان‌ پر كنند و صرف‌ عياشي‌ و هرزگي‌ خود و بستگان‌ خود نمايند. اگر مجلس‌ و دولت‌ و قوة‌ قضاييه‌ و ساير ارگانها از دانشگاههاي‌ اسلامي‌ و ملي‌ سرچشمه‌ مي‌گرفت‌ ملت‌ ما امروز گرفتار مشكلات‌ خانه‌برانداز نبود. و اگر شخصيتهاي‌ پاكدامن‌ با گرايش‌ اسلامي‌ و ملي‌ به‌ معناي‌ صحيحش‌، نه‌ آنچه‌ امروز در مقابل‌ اسلام‌ عرض‌ اندام‌ مي‌كند، از دانشگاهها به‌ مراكز قواي‌ سه‌گانه‌ راه‌ مي‌يافت‌، امروز ما غير امروز، و ميهن‌ ما غير اين‌ ميهن‌، و محرومان‌ ما از قيد محروميت‌ رها، و بساط‌ ظلم‌ و ستمشاهي‌ و مراكز فحشا و اعتياد و عشرتكده‌ها كه‌ هر يك‌ براي‌ تباه‌ نمودن‌ نسل‌ جوان‌ فعال‌ ارزنده‌ كافي‌ بود، در هم‌ پيچيده‌ و اين‌ ارث‌ كشور بر باد ده‌ و انسان‌ برانداز به‌ ملت‌ نرسيده‌ بود. و دانشگاهها اگر اسلامي‌ ـ انساني‌ ـ ملي‌ بود، مي‌توانست‌ صدها و هزارها مدرس‌ به‌ جامعه‌ تحويل‌ دهد؛ لكن‌ چه‌ غم‌انگيز و اسفبار است‌ كه‌ دانشگاهها و دبيرستانها به‌ دست‌ كساني‌ اداره‌ مي‌شد و عزيزان‌ ما به‌ دست‌ كساني‌ تعليم‌ و تربيت‌ مي‌ديدند كه‌ جز اقليت‌ مظلوم‌ محرومي‌ همه‌ از غربزدگان‌ و شرقزدگان‌ با برنامه‌ و نقشة‌ ديكته‌ شده‌ در دانشگاهها كرسي‌ داشتند؛ و ناچار جوانان‌ عزيز و مظلوم‌ ما در دامن‌ اين‌ گرگان‌ وابسته‌ به‌ ابرقدرتها بزرگ‌ شده‌ و به‌ كرسيهاي‌ قانونگذاري‌ و حكومت‌ و قضاوت‌ تكيه‌ مي‌كردند، و بر وفق‌ دستور آنان‌، يعني‌ رژيم‌ ستمگر پهلوي‌ عمل‌ مي‌كردند.

فرازی از وصيتنامة‌ سياسي‌ ـ الهي‌ حضرت امام

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 12:53  توسط حجت  | 

12 بهمن و ورود امام. پايين آمدن يك روحاني وجيه المنظر از پلكان يك هواپيماي فرانسوي! اين تنها چيزي ست كه سيستم فرهنگي مملكت در ذهن مخاطب نسل سومي خود فروكرده است.

28سال رسانه ها و مراكز فرهنگي همچون تلويزيون، ارشاد و... فرصت داشته‌اند تا مباني ايدئولوژيك انقلاب امام را به نسلهاي بعدي منتقل كنند اما نه تنها جوان دانشجو و محصل و حتي طلبه امروز از مباني اعتقادي نظام هيچ نميداند بلكه از شكل ظاهري وقوع حوادث و افراد مرتبط با آن نيز آگاهي ندارد.

كافيست از يكي از دانشجويان مثلا فعال در يكي از تشكلهاي دانشجويي بخواهيد در‌باره نام‌هايي همچون عراقي، اندرزگو، خلخالي، بني‌صدر، رجوي، قطب‌زاده، آيت، هاشمي‌نژاد، محمد منتظري، شريعتي و... تنها 2جمله بگويد!

چرا راه دور! درباره فعاليتها و اعتقادات سياسي مطهري و بهشتي 2جمله بگويند! كساني كه ما از آنها به عنوان بزرگان انقلاب نام مي‌بريم اما بزرگي ايشان براي جوان دانشجوي امروز در هاله‌ا‌ي از ابهام فرورفته است.

انقلابي كه صدا وسيماي ما به خورد مخاطب خود مي‌دهد، انقلابي كمونيستي‌ست كه بخاطر فشار فقر بر طبقاتي از اقشار جامعه صورت گرفته است. پخش تصاوير كاخهاي محمدرضاي ملعون در كنار حاشيه نشينان كه به تصاويري كليشه شده در سيما بدل گشته‌اند تنها نمونه‌اي از اين القائات است. بسيار راحت مي‌توان رد پاي اين نوع از تفكر را در كتابهاي درسي دوره‌هاي گوناگون آموزش و پرورش مشاهده نمود.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 13:58  توسط حجت  | 

1. دو هفته پيش آخرين قسمت سريال «چهل سرباز» از شبكه دو پخش شد و چند شب پيش برنامه‌اي درباره اين سريال كه شامل مصاحبه با عوامل و سازندگان آن و نمايش قسمتهايي از پشت صحنه اين سريال بود، از اين شبكه به نمايش درآمد. مسئولين ساخت اين سريال كه تهيه‌ شده در موسسه شهيد آويني بود، فصول مشبعي در تعريف از توليد اين سريال ارائه دادند.

2. اين سريال كه در نگاه اول از ضعف شديد در كارگرداني و تدوين رنج مي‌برد و از لحاظ مضموني و پرداخت موضوعات مطرح شده نيز مورد انتقاد بسياري از كارشناسان فرهنگي واقع شد. در ابعاد فني؛ دكوپاژ و ميزانسن ارائه شده در نماهاي گوناگون اين سريال ابتدايي و گاه تئاتري‌اند و تداعي‌كننده كارگرداني «سريال پروانه‌ها مي‌نويسند»، اثر ديگر نوري‌زاد است. استفاده از لنزهاي نابجا و حركات دوربين به شكل نادرست، درك ناصحيح از حركت بازيگران در مقابل دوربين، گوشه اي از تئاتر اجراشده در سريال چهل سرباز است.

با اينكه اين سريال از وجود بازيگراني فراوان و پر‌هزينه بهره برده است اما ايشان در حداقل اندازه‌هاي خود نيز ظاهر نشده‌اند و كارگردان به هيچ وجه نتوانسته از قدرت بازيگري آنها بهره جويد.

در شيوه تدوين؛ ارائه پلان‌هاي طولاني، كشدار و خسته‌كننده مهمترين ويژگي‌ست كه باعث ميشود مخاطب در دقايق اوليه كانال تلويزيوني را تغيير دهد. شايد اگر اين سريال در اختيار تدوينگري زبردست قرار مي‌گرفت، بسياري از مشكلاتش در ارائه نهايي كاسته مي‌شد و با يك كارگرداني در مرحله تدوين توسط يك كاربلد! محصول نهايي چيزي غير از تصوير كنوني مي بود.

اما شايد مهمترين مساله در اين نكته نهفته باشد كه كارگردان اين مجموعه نتوانسته است براي مفهومي كه به مخاطب فهميده خود ارائه مي‌كند به قالبي صحيح دست پيدا كند و اين سردرگمي تا قسمت انتهايي مشهود و نمايان است.

3. در كلاس‌هاي دروس كارگرداني و فيلمسازي يكي از نكاتي كه بسيار بر روي آن تاكيد مي‌شود، تخصص‌گرايي و دوري از فرد‌گرايي در ارائه يك اثر هنري مانند فيلم است. همه مي‌دانيم كه آثاري همچون فيلم و سريال، آثاري جمعي و به شدت تابع تكنولوژي و تخصص افراد است. در عرصه‌هاي رسانه‌اي امروز تخصص‌هايي مانند نويسند‌‌گي‌، كارگرداني، بازيگرداني و تدوين حوزه‌هايي بسيار تخصصي‌اند و حضور تكنفره يك فرد - حتي اگر در تمامي اين رشته‌ها بهترين باشد- امري غير قابل قبول است. سوالي كه ذهن مخاطب دقيق تلويزيون را آزار مي‌دهد اين است كه با توجه به قدرت قلم آقاي نوري‌زاد چه اصراري بر حضور ضعيف ايشان در عرصه‌هايي همچون كارگرداني و تدوين است؟

4. آقاي نوري‌زاد يكي از منتقدين هميشگي برنامه‌ريزي و مديريت فرهنگي و رسانه‌هاي گوناگون همچون تلويزيون و سينماست. نامه‌ها و مصاحبه‌هاي تيز و برنده ايشان هميشه داراي نكاتي جالب و تازه بوده است. اما آيا انتقاد‌هاي ايشان در زمينه اسراف و حيف و ميل بيت‌المال در مديريت رسانه‌ها‌، در زندگي هنري خود ايشان قابل ارائه و پيگيري نيست؟

5. آقاي نوري‌زاد در جلسه ديدار کارگردانان با مقام معظم رهبری، در قسمتي از نطق مفصلشان مي‌گويند: موضوع 99درصد فرآورده‌هاي فرهنگي ما بخصوص در حوزه سينما و تلويزيون كاملا آورده‌ي سازندگان خود اين آثار بوده است و نه كاري كه از درايت دستگاهی برخواسته باشد و انجام آنرا به هنرمندی وا نهاده باشد اينگونه است كه مي‌بينيد پول كلاني از جيب مردم رفته و شرايط ساخت اثری فراهم شده اما در نهايت چيزي جز اتلاف وقت و سرمايه و خراش و دهن‌كجي عايد مردم و نظام نشده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 22:25  توسط حجت  |